تولدت مبارک (البته باتاخیر)
تولدتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت مبارکککککککککککک ماه منننننننننننننن
.gif)
ببخشید که چند روز دیرتر تبریک گفتم آخه خیلی تو اداره سرم شلوغ بود از اداره که برگشتم تندی شروع کردم برای تهیه ژله رنگین کمان و کیک مرغ تو هم که فوق العاده خانم بودی همش میگفتی مامانی تولد مته چون مادر جون وخاله سارا مشهد بودند ما هم تولدت رو تو خونه عزیز برگزار کردیم
عمه خونه رو پر از بادکنک کرده بود
.gif)
تو هم کلی ذوق کردی خیلی دلم میخواست کیک تولدت خودم بپزم اما فرصت نداشتم کیکت خیلی خوشمزه بود عمو زن عمو عمو سینا برات فشفشه روشن کردن نزدیک بود فرشهای نو عزیز بسوزه
کلی هم کادو گرفتی
.gif)
بابایی برات یه سرویس گاز با خرت وپرت آشپزخونه گرفت مامانی یه سارافون خوشگل
عزیز یه اسب
.gif)
عمه یه نینی ناز که میتونی پوشکش کنی و بهش غذا بدی زن عمو هم یه پیراهن خوشگل برات دوخت بااون وضعیت بارداریش دست همشون درد نکنه نمیدونستی با کدومشون بازی کنی وقتی میخواستیم بریم قراار شد اسبت بمونه بعدا بیاریم عمو سینا هم اذیتت میکرد که اسبت امشب پیش من میمونه اما تو دلت طاقت نیاورد با دستهای کوچکت اسب به اون بزرگی رو بلند کردیو تا وسطای هال آوردی
تازه یادم رفت بگم که انگشت زدی به کیکت باعث شدی همه کلی بخندند
ایشالا عمرت پر برکت باشه


تولدت مبارک (البته باتاخیر)
