ریحانهریحانه، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

شفق زندگی مامان وبابا

تولدت مبارک (البته باتاخیر)

1391/9/22 8:25
نویسنده : bahar
632 بازدید
اشتراک گذاری

تولدتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت مبارکککککککککککک ماه منننننننننننننن

niniweblog.com

 

ببخشید که چند روز دیرتر تبریک گفتم آخه خیلی تو اداره سرم شلوغ بود   از اداره که برگشتم تندی شروع کردم برای تهیه ژله رنگین کمان و کیک مرغ  تو هم که فوق العاده خانم بودی همش میگفتی مامانی تولد مته چون مادر جون وخاله سارا مشهد بودند ما هم تولدت رو تو خونه عزیز برگزار کردیم

 عمه خونه رو پر از بادکنک کرده بود

niniweblog.com

تو هم کلی ذوق کردی خیلی دلم میخواست کیک تولدت خودم بپزم اما فرصت نداشتم  کیکت خیلی خوشمزه بود عمو زن عمو  عمو سینا برات فشفشه روشن کردن  نزدیک بود فرشهای نو عزیز بسوزه

 کلی هم کادو گرفتی

niniweblog.com

بابایی برات یه سرویس گاز با خرت وپرت آشپزخونه گرفت مامانی  یه سارافون خوشگل

عزیز یه اسب

niniweblog.com

 عمه یه نینی ناز که میتونی پوشکش کنی و بهش غذا بدی زن عمو هم یه پیراهن خوشگل برات  دوخت بااون وضعیت بارداریش دست همشون درد نکنه نمیدونستی با کدومشون بازی کنی وقتی میخواستیم بریم قراار شد اسبت بمونه بعدا بیاریم  عمو سینا هم اذیتت میکرد که اسبت امشب پیش من میمونه اما تو دلت طاقت نیاورد با دستهای کوچکت اسب به اون بزرگی رو بلند کردیو تا وسطای هال آوردی

تازه یادم رفت بگم که انگشت زدی به کیکت باعث شدی همه کلی بخندند

ایشالا عمرت پر برکت باشه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)