ریحانهریحانه، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره

شفق زندگی مامان وبابا

عیدانه

1392/4/25 10:40
نویسنده : bahar
826 بازدید
اشتراک گذاری

سال 91 با تموم خوشیهاوناخوشیهاش تموم شد وسال92شروع شد این عید سومین عیدی بود که شما به جمع دونفره مااضافه شدیماچ

اززمان سال تحویل برات بگم که تا آخرین لحظه منو بابایی کار داشتیم بعد ک منوشما سفره هفت سین گذاشتیم کنار سفره هفت سین لحظه سال تحویل دلم گرفت بخاطر همه چیزهای خوبی که خدابهم داده بود شکرش کردم چیز زیادی هم ازش نمیخواستم جز اونی که خودش بهتر میدونه ومطمئن هستم که هر وقت که صلاح بدونه بهم میده

امسال برخلاف سالهای گذشته کل عید تعطیل بودم کلی باهم خوش گذروندیم در کل خوب بود یه بار هم با عمو احمداینا به شهر بازی رفتیم وسوار تابهای بزرگ شدیم من که خیلی ترسیدم

اونقدر شیرین زبون شدی که میخوام درسته قورتت بدم

خیلی حرفها دارم که ازت بگم اما این لحظه بیشترازاین حرفم نمیادآخه منتظرم که شما وبابایی بیاین دنبالم که باهم بریم به خونه دلم برات تنگ شده عشق منبغل

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)