سفر به کربلا
امسال هم خدا قسمت کرد و امام حسین مارو طلبید خداکنه که قسمت همه بشه
عزیز دلم امسال که رفتیم بر خلاف پارسال که تو بغل ما بودی و چیزی متوجه نبودی هر جا میرفتیم دلت میخواست ضریح رو بگیری و ببوسی جالب بود که از ما تقلید میکردی وقبل از ورود به حرم سجده میکردی وزمین رو میبوسیدی
واما این سفر خدایا شکرت ما لایق این سفر دوباره نبودیم فقط میتونم بگم که لطفت مثل همیشه شامل حال ما شد که باز هم شب تولد مولا تو نجف بودیم
یا علی وقتی وارد حرمت شدیم باورم نمیشد
آقای من هیچ چیزی نمیتونم بگم جز اینکه ازت ممنونم خودت به منو دخترم وهمسرم رحم کن.
کربلا خدایا این سرزمین چرا اینقدر غم داره خدایا کربلا یعنی حسین
یا حسین قلب من خالی از عشق به تو تورو به حق مادرت قلب مارو مملو از عشق به خودت کن
توی بین الحرمین که می ایستی نمیدونی کجارو باید نگاه کنی حرم حسین و ببینی یا حرم ابوالفضلو
مولای من حسین من یه نظر فقط یه نظر آقاجان به کمترینها بنداز
خدایا کمک کن ریحانه من حسینی بشه الهی خودت کمکش کن
عشق من احساس میکنم خیلی بزرگو فهمیده تر شدی همه چی رو متوجه میشی ومن اصلا نمیتونم باهات مثل یه بچه رفتار کنم وقتی سر سجاده نماز میخونی اونقدر ناز میشی که حد نداره وقتی سجده میریو سبحان اله میگی باورم نمیشه که یه بچه 21ماهه هستی قشنگم کیف میکنم وقتی تسبیح رو میگیری والله اکبر میگی میدونم که خیلی برات کم کاری میکنم اما ازخدا میخوام خودش حفظت کنه
خدایا ممنونم به خاطر همه چیز


سفر به کربلا
