دختر بد اخلاق مامان
دیروز که اومدم به خونه باز هم کج خلق بودی به خاطر همین تمام کارهای خونه روبی خیال شدم وباهم حاضر شدیم رفتیم پیاده روی خیلی باهم خوش گذروندیم یه سر هم به امامزاده یحی زدیم نمازخوندیم وزیارت کردیم
یه کمی خسته شده بودی همش میگفتی بغلم کنننننننننننننننن منهم که مامانی تنبل 
بعد هم رفتیم به محل صدارت باباخان بسی باعث خوشحالیش شدیم باباخان هم مارو به یه شام خوشمزه دعوت کردالبته قبلش رفتیم توکل و کلی خوراکیهای خوشمزه خریدیم آی خال داد
اینی که میبینی همکار مامانی که هی اشاره میکنه که وقت تمام شد
راستی یادم رفت بگم که چند وقت اصرار عجیبی داری که وقتی کلمه دروغومیشنوی بدون یک لحظه مکث میگی دروغ کار بدیااااااااااااااااااااااااااا همینجوری هم کلمه آخرو میکشی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دختر بد اخلاق مامان
