گزارش این دو سه ماهه
اول اینکه مهدت رو عوض کردیم با اینک خیلی دلهره داشتم که نکنه نتونی با محیط جدیدتت کنار بیای اما خدارو شکر خیلی زود با مربیهای جدیدت انس گرفتی و کلی شهرهای جدید یاد گرفتی علوه بر اون تو مهد قبلیت سوره حمد وکوثر وناس رو هم یاد گرفتی وقتی میخوای شروع کنی بلافاصله میگی اولش چی بود چون همیشه اولش یادت میره تازه دعای فرج رو هم خیلی خوشگل میخونی بابایی صداتو پر کرده گاهی اوقات میذاریم گوش میدیم دوم اینکه بالاخره توی زمین کوچیکی که تو منطقه ییلاقی خریده بودیم یه ویلای کوچولو ساختیم .اکثر اوقات آخرهفته ها به اونجا میریم اولین باری که دو سه شب اونجا موندیم در جواب ما که میپرسیدیم کجا بودیم میگفتی داشتیم تو جنگل زندگی میکردیم قربونت برم که اینقدر ش...
نویسنده :
bahar
14:31


